من کشتمش

هیچوقت فکر نمی کردم مردن یه خرگوش کوچولو اینهمه ناراحتم کنه که 4 ساعت تمام های های گریه کنم. اسمش فندق بود و یه جوری نگام میکرد که انگار یه دنیا حرف پشتش بود...

نرمی بدنش و چهره ی معصومش یه لحظه از فکرم خارج نمی شه...

/ 0 نظر / 15 بازدید