حق

 

خسته شده ام از بودن,

خسته ام از هستنم,

خسته هستم از موجودیت انسانی

خسته هستم از خاکی بودنم,

می خواهم باران شوم و پیوسته ببارم

می خواهم تکه ابری باشم پر از برف های نباریده

میخواهم دانه های برف شوم و در آغوش باد همه جا بپیچم

و به قول ...

می واهم آب شوم در گستره ی افق آنجا که دریا به آخر می رسد و آسمان آغاز

می شود



  

نویسنده : born ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸
کلمات کلیدی :آب