حق

 

 

حیف که نیومدی

تو نگاه اول نشناختمش.ولی فکرمو مشغول کرد انقدر که دیگه بعد از صحبت کردن باهاش هم حواسم جمع نشد که نشد. بیشتر از اون تو اومدی تو ذهنم.جالب بود اونو داشتم می‌دیدم اما با تو حرف می‌زدم.نگاهات، خنده هات، بغضات همه و همه وقتی که به اون فکر می‌کنی یا می خوای در موردش حرف بزنی. هیچوقت انقدر دلم نمی‌خواست که اینجا باشی.کاش اینجا بودی.

ولی نه.بهتر که نبودی.بهتر که ندیدیش. بهتر که باهاش حرف نزدی.بهتر که ...

بهتر که نیومدی.

 



  

نویسنده : born ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸